• حال و هوای روز جهانی قدس در سوادکوه
  • لبخند آسمانی به مردمی غیور و پاسدار همبستگی ملی
  • قدس، سنگر اول عزت امت اسلام
  • حمایت از فلسطین فراتر از مرز های ایران است
  • بهشت نوروزی گردشگران ۱۴۰۴
  • جشن روزه اولی ها در سوادکوه
  • ضیافت الهی و اوج نوعدوستی در بهار عبادت
  • جنگل‌بانان؛ قهرمانان سبز و سنگربانان بی ادعا
  • اعزام ۹۳ کاروان زیارتی مازندران به عمره‌
  • مردم تخریب جنگل را به ۱۵۰۴ اطلاع دهند
  • نمای رومی؛ پشت‌پایی به هویت بومی در مازندران
  • مازندران؛ سبز اما در معرض ناملایمات
  • دعا و اعمال روز سوم ماه مبارک رمضان
  • میوه‌های تنظیم بازاری از ۲۵ اسفند توزیع می شود
  • سالگرد شهادت شهیدان رضایی
  • اینبار مجلس روسفید شد
  • دعا و اعمال دوم ماه مبارک رمضان
  • دست‌خالی خریدار و دخل خالی کسبه؛ارمغان اسفند بی رونق!
  • اعمال روز اول ماه مبارک رمضان
  • برف خفیف و جاده‌های لغزنده در محورهای کوهستانی مازندران
  • تشدید نظارت‌ها بر مجتمع های رفاهی در طرح نوروزی
  • رمضان و نوروز؛همبستگی معنوی و شادمانی نو
  • 《هیرکانی》دیگر به زخم تیشه‌ها خو کرده است
  • آمادگی پایداری شبکه ارتباطی در ایام نوروز
  • تخصیص سرانه ۲ هزار ميلياردی به مدارس مازندران
  • بحران مسکن؛ از بی خانمانی تا ناپایداری اقتصادی
  • برخورد قانونی با صنوف متخلف در ماه رمضان
  • اشتباه بزرگ تیم اقتصادی دولت ایجاد شوک ارزی بود
  • محور هراز تا فردا باز می شود
  • یک روز برفی در سوادکوه
  • ۱۳ مرداد ۱۳۹۹؛ ساعت ۳:۴۰
    کد خبر: 2647
    بازدید: 0 views
    غدیرستیزان، دنیاپرستان جاهل و اغواء شده
    اگر حضرت علی علیه‌السلام امامت پس از نبوت را عهده‌دار نمی‌شد، اینهمه در طول تاریخ کمر به ترور شخصیت و شخص او نمی‌بستند، بدین جهت است که امامین انقلاب ما نیز دارای دشمنانی قدرت‌پرست و برده دنیا و لذات زود گذر مادی هستند.

    به گزارش پیام سوادکوه، از خلیل بن احمد دانشمند بزرگ اسلام در قرن دوم هجری، مبتکر علم عَروض و مؤلف اولین کتاب لغتنامه، سخنی حکیمانه در وصف امیرالمؤمنين علیه السلام نقل شده است. از او خواستند در باره علی بن ابی طالب(ع) سخن براند. گفت: «چه بگویم درباره انسانی که دوستان از ترس و دشمنان از روی حسادت، فضایلش را پنهان کردند. با این حال، اوصاف و مناقب او شرق و غرب جهان را پر کرده است.»

    هنگامی که امیرالمؤمنين(ع) به خلافت ظاهری رسید و حاکمیت سرزمین‌های اسلامی را به دست گرفت، فرماندارانِ خلفای پیشین را عزل و افراد موثق و مورد اعتماد خود را جایگزین آنان فرمود. اما معاویه، فرماندار منطقه شام زیر بار نرفت و با دادن نسبت‌های ناروا از جمله قتل خلیفه سوم به آن حضرت بنای مخالفت با ایشان را گذاشت.

    فتنه‌انگیزی معاویه بزرگترین عامل انحراف اسلام پس از جریان سقیفه بود که منجر به فاجعه‌ها و مصیبت‌های سخت شد. مخالفت وی با امیر مؤمنان تنها به جنگ صفین منتهی نگردید بلکه به دنبال آن سلسله ای از امواج فساد و حوادث ناگوار را پدید آورد: خدعه قرآن بر نیزه کردن، ماجرای حکمیت، روی آمدن جریان خوارج و جنگ نهروان و سرانجام شهادت مظلومانه مولی الموحدین(ع) و در پی آن سرگذشت غمبار امامان شیعه از امام مجتبی(ع) تا حضرت عسکری(ع) همگی از ثمرات بذر نفاقی بود که معاویه کاشت.

    سرزمین شام از همان ابتدا که در زمان خلیفه دوم فتح شد، زیر نظر خاندان امیه قرار گرفت و امارت آن را ابتدا یزید بن ابی سفیان و پس از وی برادرش معاویه به دست گرفت. مردم شام به علت دوری از مرکز جهان اسلام یعنی مدینهًْ النبی، با فرهنگ دین کاملا بیگانه بودند و تنها اسلامی را می‌شناختند که آل ابی سفیان به آنان معرفی کرده بود. بعد از واقعه کربلا و ورود اسیران اهل بیت به شام و رسوایی یزید، عده‌ای از مشایخ شام نزد امام سجاد(ع) آمدند و سوگند خوردند که ما تا پیش از این، اهل بیتی جز خاندان معاویه برای پیامبر(ص) نمی‌شناختیم! این نوع سرسپردگی اهل شام نسبت به بنی امیه و از سوی دیگر تحریف حقایق و مکر و فریب معاویه نسبت به آنان از نوادر تاریخ است.

    پسر هند از همان ابتدا مبارزه سختی را علیه امام علی(ع) بنا نهاد و با تبلیغات مسموم، فضای جامعه را به شدت علیه آن بزرگوار ملتهب ساخت. یکی از اعمال زشت و وقیح معاویه و کارگزارانش سبّ و لعن امام در خطبه‌های نماز بود و این کار به جایی رسید که مردم سبّ آن امام مظلوم را جزء بزرگترین فرایض محسوب می‌کردند. نقل شده مردی شامی در سفر خود برای ادای نماز در جایی توقف کرد و پس از نماز، نفرین بر علی را فراموش نمود و به کفاره این فراموشی در همان مکان، مسجدی ساخت و آن را «مسجدِ ذکر» نام نهاد!

    از دیگر سیاست‌های معاویه جعل حدیث بود. وی برای خاموش کردن فروغ ولایت دست به تحریف روایاتی زد که در شأن اميرالمؤمنين(ع) بود. همچنین در مقابل مناقب آن حضرت برای خود و خلفا احادیث مختلفی جعل کرد و با ریختن ثروت به پای جاعلان حدیث، روایات دروغین بسیاری را در بین مسلمانان اشاعه داد.

    از جمله سیاست‌های پلید فرزند ابوسفیان، شکنجه و قتل شیعیان بود. وی به کارگزاران خود می‌نوشت هر کس را که به اتهام شیعه یا حتی به گمان شیعه بودن یافتید بکشید. بدین‌سان انسان‌های بیگناه بسیاری به جرم تشيع به شهادت رسیدند یا دست و پایشان بریده شد و چشمانشان از حدقه بیرون آمد. شیعیان در آن دوره سیاه پناهی نداشتند و مخفیانه با خوف و همراه تقیه زندگی می‌کردند.

    اما بعد از واقعه جانسوز کربلا حساب دستگاه خلافت از دین جدا شد و مسلمانان به وضوح دریافتند نزاع خلفا بر سر حاکمیتِ اسلام نیست بلکه آنان جهت استقرار باطل و دست یابی به قدرت می‌جنگند و هدف مشترکشان نابودی اسلام و بازگشت به عهد جاهلیت است. از سوی دیگر با قیام مقدس سیدالشهدا علیه السلام، تشیع رنگ خون به خود گرفت و به عنوان مذهبی معترض که علیه ظلم می‌خروشد و از شهادت باکی ندارد شناخته شد. قیام‌های متهورانه و متعدد علویان و شیعیان هر چند راه به جایی نمی‌برد و به شدت سرکوب می‌شد اما باعث می‌شد دستگاه بنی‌امیه و بنی‌عباس از تهدید شدن پایه‌های حکومت‌ باطل خود در گستره سرزمین‌های اسلامی در ناامنی و وحشت به سر برند و بدین جهت پیوسته اذیت و آزارشان بر شیعیان بیشتر می‌شد.

    امام باقر(ع) در شرح پاره‌ای از جنایات بنی‌امیه می‌فرمایند: «شیعیان ما را در هر شهری می‌یافتند می‌کشتند و دست و پای بی‌گناهان را تنها به گمان اینکه شیعه هستند قطع می‌کردند. هر که دوستیش با ما آشکار می‌شد به زندان می‌رفت، مالش غارت و خانه‌اش خراب می‌شد و این بلاها پیوسته رو به ازدیاد بود تا آنکه حجّاج بن يوسف در مصدر کار قرار گرفت. وی بی‌گناهان را قتل عام و افراد را به احتمال شیعه بودن دستگیر می‌کرد. این جنایات به حدی رسید که اگر به شخصی نسبت کفر و زندقه می‌دادند برایش رواتر بود تا اینکه بگویند تو شیعه علی هستی…»[بحار۴۴/۶۹]

    اما جور و ستم عباسیان به مراتب گسترده‌تر و دامنه دارتر از بنی امیه بود. آنان در ابتدا با شعار اهل بیت پیامبر(ص) و بیان مظلومیت و حق به یغما رفته آنان بر اموی‌ها شوریدند اما پس از آنکه بنیان حکومتشان استحکام یافت، به کمتر از نیستی و ریشه کنی آل علی علیه السلام راضی نشدند. خلفای جنایتکار عباسی نظیر منصور دوانقی، هارون الرشید و متوکل از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کردند و غالبا کشتارهایشان با شکنجه‌های وحشتناک همراه بود تا آنجا که شاعر چنین می‌سراید:
    یالَيتَ جَورَ بَني مَروانَ دامَ لَنا             وَ لَيتَ عَدلَ بَني العَبّاسِ في النّارِ
    اي کاش ستم مروانیان(و بنی امیه) بر ما تداوم می‌یافت و ای کاش عدالت عباسیان در دوزخ افکنده می‌شد.

    آنچه که گذشت نمونه بسیار اندکی بود از عزم جدّی دشمنان اهل بیت پیامبر(ص) در خاموش کردن پرتو فروزان ولایت. به راستی حجم عظیم فضایل امیرالمؤمنين عليه السلام در آثار اسلامی شیعیان و و اهل تسنن و در گذر زمان با وجود آن همه اختناق، سانسور، قتل عام و اشاعه احادیث به نفع دشمنان، بیشتر شبیه به معجزه است. بار دیگر عبارت خلیل بن احمد را در صدر این مقاله مرور کنیم.
    سید ابوالحسن موسوی طباطبایی



    مرجع : بلاغ

    بر چسب ها:
    

    نظر شما:

    1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
    2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
    3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
    4- لطفا نظر خود را به صورت فارسي تايپ نماييد.
    5- نظري که حاوي هر گونه توهين باشد، انتشار داده نمي‌شود.
    نام *
    ایمیل *